بایگانی ماهانه: مارس 2010

آرزو…


ببخش اگه آزردمت

شكوندنت ، شكستمت

قرار نبود شكسته شي

ميون دردام گم بشي

 

قرار نبود تنها بشي

غمگين بشي،آزرده شي

حالا ميخوام پيدا بشي

از غمام رها بشي

 

قرارمون باروني بود

يه عشق آسموني بود

تو اين مسير عاشقي

دلت واسم بهونه بود

 

تمام دنيامو مي دم

تا كه آرزوت باشم

همون آرزوي ابري

كه تو تنها مي دوني

 

حالا آرزو كنم

هميشه بارون بباره

تا كه تشنگيتو تنها

اشكام از بين ببره

Advertisements




به رنگ بارون …

 
.

  .

  .

  به رنگ پاكيت …

  به
رنگ آرامشت …

  به رنگ  لبخند ت…

  به رنگ گرماي … !

  به
رنگ بارون…

نقاشيت رو تموم كردم…اما انگار رنگي رو از قلم انداختم… نميدونم…ميشه
برام پيداش كني ؟!


 پ . ن 1 :  پيشاپيش و پس و پيش عيد رو به همه تبريك ميگم… اميدوارم سال خوبي رو در پيش داشته باشين، سالي سرشار از سبزي و خرمي …

پ . ن 2 : من بعد از خونه تكوني زندم… شما چطور ؟!(اسمايلي آويزون)… ولي ديگه تموم شد جونه داداچ!


ميان پست: فقط به خاطر فيلتر شده ترين وب !

سلام.

از اونجايي كه ايشون رو به اندازه فيلتر هايي كه روي وبشون كار گذاشتن  بهتون

شناختمشون!…جونه داداچ! پس ديگه نياز به معرفي مجدد نيست. ميرم سر اصل مطلب:

ايشون شهره آفاق ميباشند ، از اون لحاظ … ! و كسي نيست جز خس و خاشاك خودمون كه هم

چنان از صدقه سر اين دولت مورد مهرورزي قرار ميگيرن و اين داستان هم چنان ادامه دارد..

جونه داداچ!


رضا رئيسي

                            


جعبه مداد هاي رنگي دلم…

مدت ها بود كه در جعبه مداد رنگي دلم، تنها دو رنگ سياه و سفيد

خودنمايي ميكرد.و من فقط بلد بودم كه طراحي و سياه قلم كار كنم…

اما …حالا كه ازم خواستي رنگين كمونت باشم !  و تو رو نقاشي كنم ،

يه دفه ديدم مداد هاي رنگي دلم بي نهايت شدند و من سردگم از

انتخاب رنگ براي كشيدن تو …

حالا چطور تو رو نقاشي كنم … ؟